فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

305

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

درخواست شده بود و اندك سودى عايد شاه اسپانيا نمىكرد ، موجب خواهد شد كه او را در ايران نگاه دارند و معلوم شد كه در اين مورد اشتباه نكرده است . بين روزهاى هشتم و دهم نوامبر همين سال ، چند تن از خدمهء سفير كه صبحها خيلى زودتر از ديگران برخاسته بودند خبر آوردند كه از دو شب پيش ، سه ساعت به صبح مانده ، در آسمان موجودى عظيم ديده‌اند و چون فرداى همان روز ديگر خدمه و چند نفر ارمنى نيز با اطمينان خاطر و بدون آنكه در شكل يا بزرگى آن شىء نورانى توافق داشته باشند اظهار كردند كه همان شىء را ديده‌اند ، سفير مصمم شد كه دو شب بعد را ، اگرچه سرما شديد بود ، خود برخيزد و به نظارهء آن شىء نورانى بپردازد . در نتيجه ، در اين دو شب از بامى بلند به نظارهء شىء نورانى كه ستاره‌اى دنباله‌دار بود و تقريبا يك چهارم آسمان را مىپوشانيد پرداخت . اين ستاره درخشندگى ديگر ستارگان دنباله‌دار را نداشت . رنگش خاكسترى بسيار روشن و شبيه رنگ دودى بود كه از باروت خوب بعد از خالى كردن توپ به چشم مىرسد ، و شكلش به خنجرهاى عثمانيها شبيه بود كه نوك آن بسيار خميده است ، بدنه‌اى پهن دارد ، و در نزديكى قبضه بسيار باريك مىشود . در قسمت انتهائى آن ماده‌اى ديده مىشد كه ستارهء دنباله‌دار از آن تغذيه مىشود . در اولين شب جرقه‌هائى را كه زمان زمان از نقطهء انحناء آن خارج مىشد مشاهده كرده بودند . ستاره از جانب يكى از دو انتهاى خود كه بسوى شرق بود همواره عريض مىشد چنان كه سرانجام نوك آن‌كه كاملا پهن و خم شده بود به حالت ثابت باقى ماند و در اين حالت شكلش شبيه جوانهء درخت خرما بود كه برگهايش به پشت خم شده باشند . اين ستاره بخش مهمى از بروج ميزان و عقرب را دربر مىگرفت . در دست چپ آن ، در جهت مشرق ، ستارهء دنباله‌دار بسيار كوچكتر و معمولى ديگرى ديده مىشد بسيار درخشان‌تر و مشتعل‌تر ، و هردو ستاره پس از چند روز بسبب نزديك شدن به خورشيد از نظر ناپديد شدند .